تبلیغات
سرخکلا بهشت گمشده+سوادکوه - نیم نگاهی به حماسه هژبرسلطان

نیم نگاهی به حماسه هژبرسلطان

جمعه 22 اسفند 1393 04:55 ب.ظنویسنده : محمدابراهیم خسروی سرخکلایی

 

خانواده اش نسب خود را از باو پسر شاپور،اسپهبد تبرستان،به كیوس برادر خسرو انوشیروان می رساندند.نیاكانش بر مازندران حكومت داشتند.پدرش حاكم سوادكوه و از دولتمردان بلند آوازه كشور بود.



هژبرسلطان کیست؟

اسدالله خان هوژبر سلطان باوند سردار دلاور به سال 1266 هجری شمسی در سواد کوه به دنیا آمد. او سومین و آخرین فرزند اسماعیل خان امیر موید بود. پدرش در زمان محمد علی شاه درجه امیر تومانی رئیس قشون مازندران بود. از همان دوران کودکی در قشون پدر با تعلیمات نظامی آشنا شد. ابتدا لقب ایلخانی داشت. پیش از 1289 به شجاعت ها و رشادت هایش در مقابل نیروهای متجاوز روسیه لقب هوژبر سلطان گرفت.زمانی که سعدالله خان نماینده میرزا کوچک خان به همراه جنگجویانش در بابل مستقر شد هوژبر با یک افسر روسی در پارک شهر بابل به سازماندهی تشکیلات پارتیزانی پرداخت.

در1326ه.ق.پانوف بلغاری كه خود را به دسته پیرم خان بسته بود به بارفروش یورش آورد اما اسداللّه خان با دوتن از همراهان خود در برابر پانوف در ایستاد و بیشتر هواداران پانوف را از میان برداشت و سرانجام گلوله خود را بر سینه وی نشاند و سركرده بلغاری زخم خورده گریخت.احتمالا قبل از1331ق لقب هژبر سلطان را گرفت.در تابستان همین سال با برادرش عباس خان سهم الممالك و گروهی دیگر به قاسم خان هژبر الدوله كه از هواداران مشروطه بود پیوست و به زاغ مرز رفت.این گروه عسگرخان عظام الملك عبدالملكی را كه هوادار حكومت استبدادی بود از میان برداشت.

هنگامی كه وثوق الدوله_1293خورشیدی-نخست وزیر،اسماعیل خان امیر مؤید را به كرمانشاه تبعید كرد و فرمان به خلع سلاح مردم سوادكوه داد وی و دیگر پسران امیر مؤید از تحویل سلاحها خودداری ورزیدند.در پی آن قزاقها به سوادكوه یورش آوردند.هژبر برابر قزاقها در ایستاد و با برادران و عمویش امیر اشرف خان و هواداران خود به بند پی رفت(جنگ اول سوادكوه).




(نبرد دوم سوادکوه)

در نبردی كه رخ داد عباس خان سهم الممالك و عمویش اسیر شدند.اما هژبر با برادر دیگرش سیف اللّه خان سرتیپ به جنگل زد.زمستان دشوار آن سال را در غار ورسك گذراندند.در بهار دولت مركزی شماری از مأمورین و بزرگان منطقه را نزد آنان فرستاد تا هژبر و سیف اللّه خان را به سازش فراخوانند،اما هژبر و سیف اللّه خان كه از نیرنگ دولتیان بیمناك بودند بر حملات خود افزودند و ژاندارمهایی را كه در پی آنان به سوادكوه آمده بودند خلع سلاح كرد.به دنبال آن ژاندارمری در شیرگاه پادگان خود را برپا ساخت.در 26خرداد 1299ظهیر الملك، حاكم مازندران طی تلگرافی به وثوق الدوله خبر داده است كه كاپیتان ایلیف انگلیسی را به ملاقات این دو فرستاده است تا وی ضمن بررسی روحیه اردوهای ژاندارمها با پسران امیر مؤید به گفتگو پردازد.

این دیدار در صنم حاجیكلا صورت گرفت،اما آن دو حاضر به تسلیم اسلحه نشدند و بنا به گزارش ایلیف:

((میان افراد پسرهای امیر مؤید جوانهای تربیت شده بشكل قفقازی دیده می شوند كه اغلب با خود یك نوع موشك دارند كه برای روشن كردن سنگرهای طرف به كار می رود.اسلحه آنها تمام فلزی و مكمل به موزر است.))

در این مذاكره 4ساعته پس از بررسی رویدادهای آدربایجان،گیلان و انزلی به این نتیجه رسیدند كه اگر اموال و كلیه مدارك و خالصه جاتی كه در دست باوندها بود بازگردانند،امیر مؤید را بیدرنگ به تهران فراخوانند،سهم الممالك آزاد شود و دو برادر نیز تامین یابند اسلحه خود را تحویل خواهند داد.ظهیرالملك اضافه كرد كه آنان می خواهند با این حیله امیر مؤید و سهم الممالك را آزاد كرده و به مازندران آورند.وی سپس به وضعیت بد روحیه نیروهای ژاندارمری و وحشت آنان از پسران امیر مؤید اشاره كرد و سرانجام پیشنهاد نمود كه نیروهای كمكی و توپ كوهستانی ارسال نمایند.این ملاقات باید حدود22خرداد1299 صورت گرفته باشد.آورده اند در نبردی كه پس از آن در گرفت هژبر و سیف الله خان سرتیپ زخم برداشتند و به بلندی های سوادكوه پناهیدند(رمضان1338 ق.)پس از آن  گروههای قزاق رو به سوادكوه آوردند،اما تا بركناری وثوق الدوله جنگ و گریز ادامه داشت.پس از آن مشیرالدوله ،پدر و برادر و عموی هژبر را از تبعید و بند رهانید و سهام الدوله را به میانجیگری به مازندران فرستاد سرانجام دادگاهی به پا گردید كه به تبرئه آنها رای داد.هژبر رسما به استخدام فوج سوادكوه در آمد و بنا شد كه كه برای تربیت افراد فوج در ساری بسر برد،اما چندان برنیامد كه میان سوادكوهیان و ژاندارمها درگیری تازه ای رخ داد.هژبر و سهم الممالك از ساری گریختند و در راه ژاندارم نگهبان پل سیاهرود را به ضرب گلوله از میان برداشتند و از راه كوتنا به سوادكوه رفتند(1300 ش.)

رضا خان سردارسپه سركردگان سپاه سوادكوه را به تهران فراخواند،اما اسماعیل خان امیر مؤید كه رضا خان را فرودست خود می دانست،هژبر و دیگر پسرانش را به تدارك سپاه و اسله برانگیخت.هژبر در زیراب راه بر ژاندارمها بست. سردارسپه،میر پنج امیر احمدی(سپهبد امیر احمدی) را به سوادكوه فرستاد(16 تیر1300ش.) وی تلاش ورزید با مذاكره، امیر مؤید و پسرانش را به تسلیم وادارد اما توفیقی نیافت و نبرد آغاز شد(جنگ دوم سوادكوه امرداد1300)در هفت سله و ارفع(ارفه)كوه نبردی سخت درگرفت.هژبر با امیر مؤید و برادران به خرج پس نشست. سرانجام پس از راه بادله خود را به بندرگز رساند.پس از آنكه امیر مؤید با دولت مركزی سازش كرد هژبر با درجه سروانی در ارتش استرآباد به خدمت پرداخت. رضا شاه كه از امیر مؤید و پسرانش بیمناك بود سران ارتش استرآباد را بر هژبر و سهم الممالك بر انگیخت.از سویی هژبر و برادرش مناسبات دوستانه خود را با با تركمانان حفظ كردند سران ارتش كه گمان می بردند این مناسبات به نبردی تازه علیه دولت مركزی خواهد انجامید به نیرنگ هژبر و سهم الممالك را از هم جدا كردند و بر آن دو بند نهادند تا در تهران به محاكمه كشند،اما رضا خان فرمان به قتل آن دو داد.سرانجام سروان رضا قلی خان،افسر قزاق آن دو را در كلاك كلباد از پشت هدف گلوله قرار داد.پیكر دو برادر را در جلوی مسجد دوم كلاك در خاك كردند.شماری از منابع سال مرگ آنان را1302 آورده اند.
به روایت مرحوم بهار یکی از موارد استیضاح رضا شاه توسط اقلیت مجلس به رهبری مرحوم مدرس , قتل بدون تقصیر و محکمه پسران امیر موید بود.



آخرین ویرایش: جمعه 22 اسفند 1393 08:52 ب.ظ

 
شنبه 25 شهریور 1396 03:31 ب.ظ
Amazing blog! Is your theme custom made or did you download it from
somewhere? A design like yours with a few simple tweeks would really make my blog stand out.
Please let me know where you got your theme. Kudos
دوشنبه 30 مرداد 1396 05:14 ب.ظ
Hi! I know this is sort of off-topic however I needed to ask.
Does operating a well-established blog like yours require a large
amount of work? I'm brand new to blogging however I do write
in my journal on a daily basis. I'd like to
start a blog so I will be able to share my experience
and thoughts online. Please let me know if you have any suggestions or tips for new aspiring bloggers.
Thankyou!
چهارشنبه 18 مرداد 1396 08:32 ق.ظ
I couldn't resist commenting. Exceptionally well written!
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 04:22 ق.ظ
Excellent blog here! Also your web site loads up very fast!
What host are you using? Can I get your affiliate link to your host?
I wish my web site loaded up as fast as yours lol
پنجشنبه 31 فروردین 1396 08:44 ق.ظ
This paragraph provides clear idea for the new people of blogging, that in fact how to
do running a blog.
سه شنبه 29 فروردین 1396 10:18 ب.ظ
hi!,I like your writing so much! percentage we be in contact extra approximately your post on AOL?
I need an expert on this space to unravel my problem.
May be that is you! Looking ahead to see you.
جمعه 25 فروردین 1396 03:15 ق.ظ
Sweet blog! I found it while searching on Yahoo News.
Do you have any suggestions on how to get listed in Yahoo News?
I've been trying for a while but I never seem to get there!
Thanks
یکشنبه 20 فروردین 1396 06:58 ب.ظ
I do consider all of the concepts you have presented for your post.
They are really convincing and can definitely work. Nonetheless, the
posts are too brief for newbies. May just you please extend
them a bit from subsequent time? Thanks for the post.
شنبه 19 فروردین 1396 05:58 ق.ظ
Great delivery. Sound arguments. Keep up the good spirit.
جمعه 18 فروردین 1396 12:30 ب.ظ
Simply want to say your article is as surprising. The clearness
in your post is just excellent and i could assume you
are an expert on this subject. Well with your permission let me to grab your RSS feed to keep updated with forthcoming post.
Thanks a million and please keep up the rewarding work.
پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394 07:07 ب.ظ
بسیار متن زیبایی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر