شهدای سرخکلا شرمنده ایم......

شنبه 2 اسفند 1393 10:57 ب.ظنویسنده : محمدابراهیم خسروی سرخکلایی

 

السلام ای سینه چاکان السلام

از تبار نسل پاکان السلام

 

السلام ای غرق در راه خدا

ای شهیدان غیور سرخکلا

 

اسلام ای رهرو راه حسین

پا نهاده بر ره پیر خمین

 

خط سرخی بر پر و بال شماست

نام زهرا ذکر هر حال شماست

 

معنی اسمت را کجا پیدا کنم؟

نام پاکت را چطور شیدا کنم؟

 

سبز و گلگون گشته دشت سرخکلا

از وجود راهیان کربلا

 

قطره ی خونت ملک را مست کرد

خوب و بد را در جهان یکدست کرد

 

با لبش رمز علی گفته است خضر 

با خدا عهد جلی بسته است به مهر...

 

یاد صفدر یاد مردی رزم کار

دست به قرآن رفت بسوی کارزار...

 

یاد حشمت غرقه ی خون در بدن

بی هیاهو رفت و شد خون در کفن...

 

رحمتی دیگر شهید این دیار

مرد صاف و ساده و بااقتدار...

 

او که در مهر و صفا کمیاب بود

تشنه ، اما بی نیاز از آب بود...

 

آه پر سوز من از رمضانعلی

ذکر هر روزش ابولفضل و علی...

 

با خدا عهد شهادت بسته است

روحش از دست خلایق خسته است...

 

از مُراد خواهم زبان را وا کنم

از دل زارش کمی شیدا کنم...

 

 

نور هستی در دل سیدحسن

با قلم جان داد در راه وطن...

 

یاد سلمان غریب و بی نشان

در دل اهل زمین گشته نشان...

 

بعد چندسال با نشانی آمده

با پلاک و استخوانی آمده...

 

از میان عاشقان کردیم گذر

لیک ما را نیست از راهش خبر

 

گر تو خواهی که گره گردد گشا

خوان وصیت نامه های لاله ها...

 

شعر: سرکار خانم سید حوا عمادی


آخرین ویرایش: - -