تبلیغات
سرخکلا بهشت گمشده+سوادکوه - پایان "نیمکت" نشینی اصلاح طلبان + عکس

پایان "نیمکت" نشینی اصلاح طلبان + عکس

جمعه 7 آذر 1393 02:39 ب.ظنویسنده : محمدابراهیم خسروی سرخکلایی

 

به گزارش سرخکلا بهشت گمشده و به نقل از دولت بهار، دوهفته نامه "نیمکت" که مدتی است با تبلیغات وسیع و بیلبردی، حضور خود را اعلام کرده، شماره اول مهرماه را با تیراژ 100 هزار نسخه به سید محمد خاتمی اختصاص داد. نیمکت که برای گروه سنی 13 تا 19 سال تولید و با هماهنگی وزارت آموزش و پرورش در تمامی مدارس تهران ، مدارس منتخب شهرستانها، ادارات آموزش و پرورش و مراکز آموزشی به صورت رایگان توزیع می شود، به درب منزل 20 هزار معلم نیز ارسال می شود.

توزیع سراسری نیمکت و اختصاص روی جلد مهم ترین شماره آن به لیدر اصلاح طلبان در حالی است که اخبار رسیده حاکی است سید محمد خاتمی، ستادهای جوانان سراسر کشور اصلاح طلبان را هدایت می کند. 

گزارش دولت بهار حاکی است، نیمکت با تغییر کامل تیم مدیریت و تحریریه، از دی ماه امسال در شکلی جدید و جذاب تر تولید و عرضه خواهد شد و شماره اول ماه را به والدین و معلمان و آموزش پرورشی ها و شماره 15 هر ماه را به دانش آموزان اختصاص خواهد داد.

اینکه فانی، وزیر آموزش و پرورش خاتمی و روحانی شبکه گسترده تحت امر خود را در اختیار برنامه های رییس قبلی و فعلی خود قرار می دهد چندان جای شگفتی نیست و قطعا میوه آن را در انتخابات آتی خواهند چید، اما از عماران و بصیرت پراکنان باید پرسید، چه زمانی قرار است از خواب غفلت بیدار شوید؟ آیا همچنان می خواهند در پی نخودسیاه جریان انحرافی دور خود بچرخند و همانند انتخابات پارسال که با لگد عالیجناب از گردونه خارج شدند، انتخابات آتی را هم واگذار کنند؟! 

متن مصاحبه نیمکت با "حجت السلام والمسلمین جناب آقای خاتمی"

 در جلسه‌‌ای صمیمانه، خدمت جناب حجت‌الاسلام والمسلمین، سیدمحمد خاتمی (حفظه‌ا...) رسیدیم. رئیس‌جمهور پیشین کشورمان را پیش از نماز ظهر و عصر ملاقات کردیم ولی گفت‌وگوی‌مان به بعد از مراسم نماز به امامت ایشان موکول شد. به شهادت رئیس‌ دفتر حاج‌آقا، یک سالی می‌شود که با رسانه‌ای گفت‌وگو نداشته‌اند و از این ‌رو خود را به واسطه‌ی نمایندگی از طرف مخاطبان نیمکت، در جایگاهی خطیر یافتیم. جناب آقای خاتمی، با همه‌ی علاقه‌ای که به ایران و ایرانی دارند، به دلایلی ترجیح‌شان بر سکوت است؛ اما وقتی بعد از این همه مدت برای نسل آینده‌ی این کشور، سکوت خود را می‌شکنند و از مشکلات جوانان، بحران هویت، دغدغه‌های تعلیم و تربیت و مسائلی از این دست، صحبت می‌کنند، نکته تأمل‌برانگیز، رسالتی است که بر دوش تک‌تک ما قرار دارد و نیمکت امیدوار است تا بتواند در عمل به وظیفه‌ی خود، توفیق یابد.

مقدمه‌ی پرمحتوایی که آقای خاتمی در ابتدا بیان کردند، علاوه بر مرور نگرانی‌ها، حاوی نکات امیدبخشی بود و مخاطبان عزیزی که بهانه‌ی تعاریف ایشان از نیمکت بودند را به تأمل در آنها دعوت می‌کنیم.

حضور نیمکت و همراهی شما با آن در حوزه‌ی آموزش، مسئله بسیار مهمی است که جناب آقای خاتمی، آن را اندیشمند دانسته و معتقدند که این‌، راهی است منتهی به نتیجه ولی پرفراز و نشیب، که همه‌ی ما باید در این مسیر نقش خود را ایفا کنیم. ایشان دوری از ظواهر و پرداختن به بطن مسائل را یک اصل جدی دانستند و نیمکت را به فراهم‌آوردن شرایط گفتمان درباره‌ی این موضوع تشویق کردند. سید بزرگوار، درد امروز جامعه را فداکردن همه‌چیز برای ظاهر آن می‌داند و معتقد است، در فضایی که اتفاقات بیرونی براساس هجمه‌ی تمام‌عیار، تأثیرات منفی خود را روی نسل تازه‌ی کشورمان به وضوح نشان می‌دهند، نشستن بر روی نیمکت باید محملی باشد برای عمق بخشیدن به امور و دوری از ظاهربینی. اصطلاح «دنیای سیاست‌زده‌ی امروز» را که جناب خاتمی عزیز به کار می‌برند، می‌توان دلیلی بر دغدغه‌ی ایشان در امر پرورش نسلی متفاوت برای آینده دانست و قدردانی از کاری که در نیمکت در حال انجام است، قطعاً ارتباط مستقیم با علاقه‌ی‌ وصف‌ناپذیر ایشان و همه‌ی دلسوزان به شما مخاطب همراهی دارد که نقشی در آینده‌ی ایران عزیز به عهده دارید.

گفت‌وگو با انسانی فرهیخته و وارسته که در کمال تواضع، خود را در اندازه‌ی خدمتگزاری کوچک می‌داند، غنیمتی است که باید از آن بیشترین بهره را برد. نیمکت با همه‌ی توان خود تلاش می‌کند تا با ایجاد بسترهایی مؤثر و متفاوت، از جنس این تحفه‌ای که تقدیم شده است، امکان بروز و ظهور نقطه‌نظرات و دغدغه‌های همه‌ی اقشار مختلف جامعه را فراهم آورده تا با کمک هم به سمت راهکاری ارزشمند و نتیجه‌بخش رهنمون شویم.

* نسبت پرورش و آموزش از نگاه حضرتعالی چگونه است؟ ارتباط این دور را که وجه‌تسمیه‌ی وزارتخانه‌ی مربوطه است را چه می‌دانید؟

* دغدغه‌های اصلی امروز وزارت آموزش‌وپرورش، اجرای سیاست‌های پنج‌گانه‌ای است که به عنوان خلاصه‌ای از سند طرح تحول بنیادین آموزش‌وپرورش در کشور شناخته می‌شود و به گفته‌ی شخص وزیر، بخش نیروی انسانی، مهم‌ترین دغدغه از میان آنهاست، حضور بیش از 30 هزار نیروی مازاد که بسیاری از آنها، آموزش‌های لازم را ندیده‌اند و صرفاً در دوره‌های زمانی کوتاه و به دلایل غیرکارشناسی، به عنوان معلم جذب آموزش‌وپرورش شده‌اند؛ نتیجه‌ی آن، تحمیل هزینه‌ای بالغ بر 95 درصد از بودجه‌ی کل حوزه‌ی آموزش کشور بابت نظام حقوق و دستمزد است. تعدیل این وضعیت به همراه کمبود نیروی انسانی در حوزه‌های فنی‌و‌حرفه‌ای، با توجه به مشکلات زیرساختی آموزش‌وپرورش کشور، از چالش‌های امروز وزارتخانه است. نیمکت علاقه‌مند است، نظر حضرتعالی را در این خصوص جویا شود.

این موضوع قطعاً از مسائل بسیار مهم حوزه‌ی آموزش کشور است که نیازمند کار کارشناسی گسترده می‌باشد، بنابراین از این منظر خود را صاحب‌نظر نمی‌دانم؛ ولی این مسئله در گذشته هم ابعاد متفاوتی داشته است. به یاد دارم که در زمان ما، بالاترین رقم تخصیص بودجه، بخش آموزش کشور بود و هر زمان صحبت از تعدیل می‌شد، کاهش 3 درصدی آن، گاهی از کاهش 30درصدی در سایر بخش‌ها هم بیشتر بود و به چشم می‌آمد. بخش قابل توجهی از این رقم بسیار بالا هم هزینه‌های جاری بود که موضوع سؤال شماست. کاهش این عدد نیز در صرفه‌جویی‌ها و تأثیرش در جامعه و افرادی که تحت پوشش آن بسیار چشمگیر و چالش‌برانگیز بود.

در آن زمان طرحی را مطرح کردم که در تقسیم‌بندی بودجه‌ی بخش آموزش، بهتر است دولت به جای 2 دسته‌بندی، قائل به 3 دسته شامل به حوزه‌های عمرانی،‌ جاری، آموزش و فرهنگ (یا هر اسم دیگری) باشد؛ چیزی که در بعضی از کشورهای دیگر دنیا هم وجود دارد. در این صورت بین کسی که در یک بخش فنی کار می‌کند با یک معلم که تربیت انسان‌ها را به عنوان مهم‌ترین وظیفه در کشور به عهده دارد، تفکیک درآمدی به‌وجود می‌آید. از نکاتی که در این طرح وجود داشت، علاوه بر سالم‌سازی سیستم بودجه‌بندی (چون اگر بودجه‌ی هزینه‌های جاری نسبت به عمرانی بیشتر باشد،‌ آن بودجه‌ریزی ناسالم‌تر است)، بهینه‌شدن وضعیت پرداخت‌ها بود که ارزش‌گذاری در کارها را واقعی‌تر می‌کرد. بنابراین کم‌کردن هزینه‌های جاری یا اصلاح تناسب آن با هزینه های عمرانی، دیگر محلی از اعراب ندارد. البته در آن زمان به این مسئله توجهی نشد که تقصیری هم نداشتند!!

به هر حال، وضعیت فعلی و سختی‌هایی که دولت در این خصوص با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند را به خوبی درک می‌کنم. نباید تجربه‌ی دولتی‌کردن آموزش در کشور که از اوایل انقلاب نسبت به آن  تأکید شده بود را تجربه‌ای موفق بدانیم و بحث خصوصی‌سازی در حوزه‌ی آموزش را جدی‌تر دنبال کنیم؛ هرچند که گویا وضعیت آموزش عالی با حضور دانشگاه آزاد و دانشگاه‌های غیرانتفاعی بهتر از آموزش‌وپرورش است. در حال حاضر، دقیقاً اطلاع ندارم ولی فکر می‌کنم حدود 5 درصد از آموزش‌وپرورش به سمت مدارس خصوصی و مشارکت بخش غیردولتی رفته است که این مسئله حتماً باید در آینده‌ی نزدیک اصلاح شود.

* شرایط حوزه‌ی آموزش در دوره‌ی حضرتعالی چگونه بود. در مقام و مقایسه، وضعیت فعلی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

من حیث‌المجموع، بخش آموزش و فرهنگ از نگاه بنده، یک اجماع عمومی را می‌طلبد؛ مشارکت در مقوله‌ی فرهنگ و هنر، ساخت سینما، تئاتر، فرهنگسرا و... -همان‌طور که تجربیات دیگر هم همین‌گونه است و ما هم  در زمان خود از آقای کرباسچی در شهرداری تهران مطالبه می‌کردیم - باید به عهده‌ی شهرداری‌ها باشد؛.در بخش آموزش هم واگذاری به بخش خصوصی و عهده‌دار شدن نظارت و حمایت از طرف دولت، صورت پذیرد. خاطرم هست که در آن زمان آقای حاجی در وزارت آموزش‌وپرورش، استفاده از ظرفیت خیرین مدرسه‌ساز را به صورت جدی پیگیری می‌کردند؛ شاید یکی از مهم‌ترین راهکارها در وضعیت فعلی هم می‌تواند همین موضوع باشد؛ البته با شرط حمایت از این بخش اثرگذار. به هر حال، چاره‌ای نداریم تا اصطلاحاً بند ناف آموزش‌وپرورش‌مان را از بودجه‌های دولتی و عمومی ببریم و صرفاً راهبرد قضیه را برعهده‌ی دولت قرار دهیم. طبق قانون در کشور، آموزش ابتدایی تا پایان متوسطه، اجباری است و بخش متوسطه نیز باید با هزینه‌ی دولت، رایگان انجام شود؛ اگر واگذاری‌ها درست انجام  نگیرد و بودجه‌ها صرف مسائلی شود که در قانون پیش‌بینی نشده است.  نتیجه‌ این است که مدرسه‌ی دولتی هم مثل مدارس غیرانتفاعی و خصوصی عمل کرد و هیچ تفاوتی بین اقشار کم‌درآمد جامعه و قشر برخوردار به‌وجود نخواهد آمد. هدایت این موضوع و بهینه‌کردن آن به عهده‌ی دولت است؛ وقتی اصل موضوع را وا نهیم، فرع به اصل تبدیل شده و حرف اول را هزینه‌ها خواهند زد.

با این اوصاف، قدر مسلم اینکه در مجموعه‌ی دولت و سایر بخش‌های نظام، حتماً همه‌ی تلاش در جهت بهبود اوضاع است و عزیزان هم با عنایت به موضوعات مختلف، تمام همت خود را به این مهم معطوف داشته‌اند که برای تک تک آنها آرزوی توفیق می‌کنم.

* و کلام آخر؟

دغدغه‌ی من همیشه فرزندان این آب و خاک بوده‌اند؛ جایگاهی که خداوندی برای‌مان رقم می‌زند و می‌توانیم به سرزمین‌مان، فرهنگ آن و نسل‌های بعدی خدمت کنیم. کمترین سپاس این نعمت، بهره‌مندی از این فرصت است؛ در غیر این صورت به همه‌ی عزیزان می‌گویم که چیزی جز خدمت به خلق خدا در این دنیا باقی نخواهد ماند؛ پس شکرگزار توفیقی باشیم که نصیب‌مان می‌شود. از همه‌ی مخاطبان نیمکت هم التماس دعا دارم.


آخرین ویرایش: جمعه 7 آذر 1393 02:44 ب.ظ

 
دوشنبه 13 شهریور 1396 10:21 ب.ظ
Hi to all, as I am really eager of reading this weblog's post to be updated regularly.
It carries nice material.
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 07:00 ب.ظ
It's really a nice and useful piece of information. I'm happy
that you just shared this helpful information with us.
Please stay us up to date like this. Thanks for sharing.
پنجشنبه 31 فروردین 1396 09:27 ق.ظ
What's up to every one, because I am truly eager of reading this
webpage's post to be updated regularly. It carries fastidious
data.
سه شنبه 22 فروردین 1396 10:04 ق.ظ
Oh my goodness! Incredible article dude! Thanks, However I am having problems with
your RSS. I don't know the reason why I cannot join it.

Is there anybody getting identical RSS issues? Anyone who
knows the answer will you kindly respond? Thanx!!
یکشنبه 20 فروردین 1396 10:02 ب.ظ
Greetings, I do believe your blog could be having web browser
compatibility problems. Whenever I take a look at
your website in Safari, it looks fine however, when opening in Internet Explorer, it's got some overlapping issues.
I merely wanted to provide you with a quick heads up! Other than that, fantastic blog!
جمعه 28 آذر 1393 01:50 ب.ظ
سلام. ما دلواپسیم چون اگر نباشیم کسانی برای ما دلواپس می شوند که وزارایشان در بیرون از این خاک مزدور و جیره خور رسمی اند و هنوز دوستانشان ننگ فتنه 88 را با پررویی کتمان میکنند. این آقا کسی است که سیستم گرفتن معلم از تریبت معلم را برهم زده و حالا دایه مهربانتر از مادر شده.
شنبه 8 آذر 1393 08:14 ق.ظ
واقعا این فتنه گران چه از جان این مملکت می خواهند
خدایا شر دشمنان و بد خواهان این نظام و این مردم و رهبر را سر این مملکت دور بدار آمین
محمدابراهیم خسروی سرخکلایی
آمین
جمعه 7 آذر 1393 11:27 ب.ظ
درود بر خاتمی و روحانی و هاشمی و مرگ بر دلواپسان بی مغز
محمدابراهیم خسروی سرخکلایی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر